به گزارش خبرگزاری حوزه، بیانیه راهبردی «حوزه پیشرو و سرآمد» که نقطه عطفی در تبیین مأموریت حوزههای علمیه به شمار میرود، نگاه سنتی و انزواطلبانه به تهذیب را به چالش میکشد. بر اساس این منشور، تهذیب به معنای گوشهگیری و منزویپروری نیست، بلکه مقدمهای اساسی برای تربیت «مجاهد فرهنگی» است؛ طلبهای که با طهارت درونی و نفسی تربیتیافته، در متن جامعه حضور یافته و رسالت خطیر اجتماعی خود را به انجام رساند.
امام خامنهای شهید در این بیانیه تأکید میفرمایند: «بخش عمدهای از گستره فعالیت مجاهد فرهنگی، دعوت به تهذیب و اخلاق اسلامی است و این، بدون برخورداری دعوتکننده از آنچه بدان دعوت میکند، کاری بیاثر و بیبرکت است.» این عبارت به روشنی پیوند ناگسستنی میان تهذیب درونی و تأثیرگذاری اجتماعی را نشان میدهد.
از این منظر، تهذیب و رسالت اجتماعی دو روی یک سکهاند؛ تهذیبی که به کنارهگیری از جامعه بینجامد، الگویی نادرست و غیراسلامی است، چرا که حوزه به تصریح بیانیه «نهادی برونگرا» است و خروجی آن باید در خدمت فکر و فرهنگ جامعه باشد.
حوزه زنده و بالنده، حوزهای است که در آن «تحول تهذیبی» با شتاب دنبال شود. این تحول، حرکت از تهذیبِ انزواطلبانه به سوی تهذیبی است که کارآمدی، سرعت و کیفیت را برای طلبه به ارمغان میآورد. طلبهای که در فضای انزواطلبانه تربیت شده باشد، نمیتواند در دریای پرتلاطم جامعه مسیر تهذیب را استمرار بخشد؛ در حالی که طلبه مجاهد، نیاز حاد جامعه را مشاهده میکند و این نیاز در او شتابی سلوکی ایجاد مینماید.
برای پرداختن هرچه بیشتر به این موضوع گفت و گویی انجام داده ایم با حجت الاسلام عارف، پژوهشگر حوزه علمیه قم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:
* منشور حوزه پشرو و سرآمد و مسئله تهذیب
با عرض سلام و ادب خدمت همه شما برادران و خواهران گرامی، و نیز گرامیداشت ایام سالگرد صدور بیانیه راهبردی منشور روحانیت، منشور حوزه، یعنی «حوزه پیشرو و سرآمد» که توسط امام شهیدمان در اردیبهشت سال گذشته منتشر شد، همچنین گرامیداشت شهادت امام شهیدمان و بسیاری از فرماندهان و مسئولان، این نکته را عرض میکنم که بحثی که امروز خدمت برادران و خواهران گرامی تقدیم میشود.
با این محوریت است که نسبت مسئله تهذیب را در بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» بررسی کنیم و بر اساس الگویی که از این بیانیه در حوزه مسائل تهذیبی و تربیتی استخراج میکنیم، بتوانیم روند برنامههای تهذیبی و تربیتی حوزه را بررسی کرده و انشاءالله راهکارهایی برای ارتقای این برنامهها ارائه دهیم.
پیش از آنکه وارد بحث شوم، لازم است خدمت برادران و خواهران عزیز عرض کنم که تمام مباحثی که امروز خدمت شما تقدیم خواهد شد، مبتنی بر این بیانیه راهبردی است و تلاش کردهایم از دل محتواهای مختلفی که در این بیانیه مطرح شده، یک الگوی جامع تهذیبی برای حوزههای علمیه استخراج کنیم.
این الگو شامل سه مرحله و سه محور است: نخست، مبنای تحول تهذیبی حوزه؛ دوم، پیشینه و گذشته تحول تهذیبی حوزه، بهویژه حوزه علمیه قم؛ و سوم، راهکارهای تحول تهذیبی حوزه علمیه قم.
به بیان دیگر، ما انشاءالله الگویی از تحول تهذیبی مبتنی بر این بیانیه ارائه خواهیم داد؛ این الگو را در دو مقطع پیش از انقلاب و پس از انقلاب تا امروز بررسی خواهیم کرد و سپس، انشاءالله بر پایه آسیبشناسیای که آن نیز از همین بیانیه اخذ خواهد شد، راهکارهایی را برای تحول تهذیبی حوزه در آینده ارائه خواهیم نمود.
* تهذیب؛ از انزوا تا مجاهدت فرهنگی
اکنون با این مقدمه وارد بحث میشویم. نخستین بحثی که عرض شد قرار است ارائه کنیم، مبنای تحول تهذیبی و تربیتی حوزه است. اگر بخواهیم این مبنا را در یک جمله بیان کنیم، باید گفت که از منظر این بیانیه، تحول تهذیبی و تربیتی حوزههای علمیه عبارت است از حرکت از «تهذیب به مثابه منزویپروری» به سمت «تهذیب به مثابه تربیت یک مجاهد فرهنگی».
به عبارت دیگر، در این بیانیه یک الگوی نادرست از تهذیب ارائه شده و در مقابل، یک الگوی صحیح نیز مطرح گردیده است؛ و تحول نیز به این معنا تعریف شده که ما از آن الگوی نادرست به سمت این الگوی صحیح حرکت کنیم.
اما آن الگوی نادرست چیست؟ آن الگوی نادرست که گاه در برخی حوزهها و در برخی دورههای تاریخی رواج داشته، این بوده است که تهذیب به معنای گوشهگیری تلقی شود و طلبه مهذب بهمعنای طلبهای دور از اجتماع و طلبهای که صرفاً به ریاضت نفس خویش میپردازد، تعریف شود.
برای عبور از این الگوی نادرست و حرکت به سوی الگوی صحیح، نیاز به یک تحول وجود دارد. تعبیری که مقام معظم رهبری در این بیانیه دارند، این است که «تهذیب به معنای منزویپروری نیست. بخش عمدهای از گستره فعالیت مجاهد فرهنگی، دعوت به تهذیب و اخلاق اسلامی است و این، بدون برخورداری دعوتکننده از آنچه بدان دعوت میکند، کاری بیاثر و بیبرکت است.»
یعنی در واقع، مقام معظم رهبری، امام شهیدمان، میخواهند بفرمایند که الگوی صحیح تهذیبی در حوزههای علمیه، الگویی است که ناظر به برآیند فعالیتهای تهذیبی در راستای حضور فعالانه در اجتماع و مجاهدت فرهنگی تعریف و تصویر شود؛ و اگر ما غیر از این الگو را مورد توجه قرار دهیم، در حقیقت الگویی نادرست و غیر اسلامی را دنبال کردهایم.
* حوزهای برونگرا برای جامعهای زنده
دلیل این مطلب چیست؟ باز هم دلیل این مبنا در بیانیه بهصراحت ذکر شده است. دلیل آن این است که ایشان میفرمایند: «حوزه نهادی برونگراست و خروجی حوزه در همه سطوح در خدمت فکر و فرهنگ جامعه و انسانهاست.»
روشن است که وقتی حوزه نهادی برونگراست، نه درونگرا، و خروجی حوزه نیز به جای آنکه صرفاً در درون حوزه تعریف شود و فقط چرخهای از تدریس و تدرّس را تداوم بخشد، باید در خدمت فکر و فرهنگ جامعه و انسانها قرار گیرد، در نتیجه تهذیب نیز که یکی از ارکان اصلی پیشبرد برنامههای حوزه است، باید با رویکردی برونگرا، نه درونگرا، تعریف و تصویر شود؛ آن هم با این هدف که این طلبه مهذب در خدمت فکر و فرهنگ جامعه و انسانها قرار گیرد.
بر این اساس، تمام فعالیتهای تهذیبی و تربیتی حوزه باید با این مبنای تحولی مورد توجه و پیگیری قرار گیرد. این نوع نگاه در جایجای بیانیه منعکس شده است. از جمله در ابتدای بیانیه، ایشان میفرمایند که عنوان «حوزه علمیه» در ادبیات امروز، عنوانی کوتاه و نارساست و برخلاف آنچه این ادبیات نشان میدهد، حوزه صرفاً یک مؤسسه تدریس و تدرّس نیست، بلکه مجموعهای از علم، تربیت و کارکردهای اجتماعی و سیاسی است.
این سخن به چه معناست؟ به این معنا که تربیت، که بخشی از فعالیتهای حوزه است، باید معطوف به آن کارکردهای اجتماعی و سیاسی باشد؛ و اگر چنین نباشد، این تربیت متناسب با رسالت اصیل حوزه بهعنوان یک نهاد برونگرا نخواهد بود و در نتیجه، حوزه علمیه مطلوب اسلامی نیز شکل نخواهد گرفت.
* وقتی تهذیب کارآمد میشود
اگر ما این الگو را محور برنامههای تهذیبی خود قرار دهیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ سه اتفاق مهم و ارزشمند رخ خواهد داد. نخست آنکه کارآمدی تهذیب به نحو چشمگیری افزایش خواهد یافت؛ چراکه قرار است این طلبه مهذب در شرایط اجتماعی امروز زندگی کند، در شرایط اجتماعی امروز تشکیل خانواده دهد، در شرایط اجتماعی امروز فعالیت تبلیغی انجام دهد و در شرایط اجتماعی امروز به جامعه خدمت کند.
حال اگر این طلبه در فضایی انزواطلبانه تربیت شده باشد و سپس ناگهان در این دریای پرتلاطم جامعه قرار گیرد، چگونه میتواند آن تهذیبی را که در حوزه به دست آورده است، ادامه دهد؟ چگونه میتواند آن مسیر را استمرار بخشد؟ بنابراین، کارآمدی تهذیب برای خود طلبه مبتنی بر این است که حوزه از همان آغاز، تهذیب را با رویکرد تربیت یک مجاهد فرهنگی رقم بزند. این، نخستین اثر آن است.
دومین اثر این رویکرد آن است که سرعت تهذیب و حرکت سلوکی طلبه با رویکرد تربیت مجاهد فرهنگی، بهصورت چشمگیری ارتقا پیدا میکند؛ چراکه طلبهای که وارد جامعه میشود و نیاز حاد، جدی و فوری جامعه را برای خدمت مجاهدانه مشاهده میکند، طبعاً در فضای تهذیبی خود نیز شتاب ایجاد میکند.
چنین طلبهای نمیتواند عاطل و باطل بگردد؛ چنین طلبهای نمیتواند با کندی حرکت کند، امروز و فردا کند و در برنامههای تهذیبی خود دچار تسویف شود. او میکوشد با نهایت جدیت این مسیر را طی کند. ازاینرو، هم کیفیت تهذیب طلبه با این رویکرد تحولی ارتقا مییابد و هم سرعت تهذیب او افزایش پیدا میکند.
* امید امام به طلابِ در میدان
به همین دلیل نیز در خود همین بیانیه، امام شهیدمان عبارتی از حضرت امام رحمهالله در منشور روحانیت نقل میکنند که بسیار قابل توجه است. ایشان میفرمایند: «امام رحمهالله برای آینده حوزه، بیشترین امید خود را به طلاب و فضلایی بستهاند که دغدغه نهضت و مبارزه و انقلاب، آنان را به تحرک واداشته است.»
یعنی بیشترین امید امام، بهعنوان یک مصلح اجتماعی، به طلبههایی بود که در پی مجاهدت فرهنگی هستند. یعنی چنین طلبههاییاند که میتوانند بار تهذیبی و بار تبلیغی حوزه را بر دوش بگیرند. سپس میفرمایند: «و از کسانی که فارغ از این مسائل حیاتی، فقط به کتاب و درس خود اکتفا میکردهاند، گلایه خود را نشان دادهاند.»
یعنی کسانی که صرفاً در حجرهها نشستهاند و به کتاب و درس مشغول بودهاند و تهذیب را نیز در همان فضای حجره و گوشه اتاق خود دنبال میکردهاند، هیچ امیدی به پیشبرد، تلاش و حرکت آنان بسته نشده بود؛ چراکه چنین طلبههایی در زمره کسانی تعریف نمیشدند که بتوانند چنین فضایی را برای جامعه پیش ببرند.
ازاینرو، ما بر این باوریم که از دل بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» میتوان هم این مبنای تحولی، هم الگوی این مبنا، هم دلیل این مبنا و هم مستند آن را استخراج کرد.
* قم؛ روایت یک قرن تهذیب و تحول
اکنون با این مبنای تحولی، وارد بخش دوم این منظومه تحول تهذیبیِ رهبر شهیدمان در بیانیه میشویم، و آن این است که بررسی کنیم حوزه علمیه قم در سده اخیر تا چه میزان با این الگوی تهذیبی منطبق بوده است.
برای این منظور، ما حوزه را به دو عرصه، یا به تعبیر دقیقتر، به دو دوره زمانی تقسیم میکنیم: نخست، حوزه علمیه قم پیش از انقلاب، یعنی از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۵۷، در این پنج یا شش دهه؛ و دوم، حوزه علمیه قم پس از انقلاب اسلامی. همچنین در هر یک از این دو دوره، عملکرد حوزه را در دو ساحت مدیریتی و نیروی انسانی دنبال میکنیم.
* مدیریت مهذب در آغاز یک نهضت علمی
اما درباره حوزه علمیه قم پیش از انقلاب، مقام معظم رهبری، امام شهیدمان، در اینباره تعابیر بسیار بلندی دارند. ایشان میفرمایند که از نظر مدیریتی، هنگامی که حوزه علمیه قم را بررسی میکنیم، با مدیریتی مهذب و شخصیتهایی مؤید و همراه با رویکردهای تهذیبی بسیار والا مواجه میشویم. تعبیری که ایشان دارند، بسیار جالب توجه است.
میفرمایند: «قم در هنگام ورود آیتالله حائری از علمای بزرگ خالی نبود؛ بزرگانی چون آیتالله میرزا محمد ارباب و شیخ ابوالقاسم کبیر و تعدادی دیگر در این شهر میزیستند، ولی هنر بزرگ تشکیل حوزه علمیه، یعنی پرورشگاه علم و عالم و دین و دیانت، با همه ظرفیتها، ظرافتها و تدبیرهایش، فقط از شخصیت مؤیدی چون آیتالله شیخ عبدالکریم حائری برمیآمد.»
یعنی در واقع، ایشان میفرمایند که در میان همه علمایی که در آن دوره زندگی میکردند، شیخ عبدالکریم حائری به دلیل آنکه دارای شخصیتی مؤید منعندالله بود، توانست این کار بزرگ را انجام دهد.
این تعبیر نشان میدهد که مدیریت حوزه علمیه در بدو تأسیس، در اوج تهذیب، آن هم با الگویی که مورد نظر امام شهیدمان بوده، قرار داشته است. از همینرو، در ادامه همان فرمایش میفرمایند: «حوزه در سالهای آغازین، با پایداری مخلصانه و متوکلانه او، از زیر تیغ آخته رضاخانی که برای محو نشانهها و پایههای دین، به صغیر و کبیر رحم نمیکرد، به سلامت جست.»
یعنی در واقع، ایشان میخواهند بفرمایند که تهذیب از نگاه آیتالله حائری یزدی، یک حرکت سلوکیِ انزواگرایانه و محدود به گوشه حجره نبود، بلکه حرکتی بود همراه با پایداری مخلصانه و متوکلانه در برابر طاغوت زمان؛ و همین امر بود که توانست به حوزه جان تازهای ببخشد.
* تهذیب در قامت خدمت جهانی
پس از آیتالله حائری یزدی رحمهالله علیه نیز، تعبیری که درباره آیتالله بروجردی رحمهالله علیه دارند، این است که میفرمایند: «و همین حوزه بود که چندی پس از درگذشت مؤسسش، با قدوم مرجع عظیمالشأن آیتالله بروجردی، قله علمی و تحقیقی و تبلیغی تشیع در سراسر جهان شد.»
در این عبارت، ایشان از آیتالله بروجردی، از یک سو بهعنوان «مرجع عظیمالشأن» یاد میکنند و از سوی دیگر، حاصل خدمات ایشان را رسیدن حوزه به قله علمی، تحقیقی و تبلیغی تشیع معرفی میفرمایند.
این نکته نشان میدهد که عظمت شأن آیتالله بروجردی در راستای موفقیت اجتماعی حوزه تعریف و تصویر شده است و تهذیبی که از سوی آیتالله بروجردی دنبال میشده، تهذیبی انزواگرایانه نبوده است؛ بلکه تهذیبی برای پرورش مجاهدان علمی، تحقیقی، تبلیغی و فرهنگی در عرصه جهانی بوده است. بررسیهای تاریخی نیز گواه همین مطلب است.
وقتی زندگی آیتالله حائری یزدی را در آن چهارده یا پانزده سالی که مدیریت حوزه علمیه قم را بر عهده داشتند، و سپس زندگی و خدمات آیتالله بروجردی را در آن شانزده یا هفده سالی که مدیریت کلان حوزه علمیه قم را بر عهده داشتند بررسی میکنیم، مشاهده میشود که برنامههای تهذیبی و تربیتی حوزه در ابعاد گوناگون، حتی دارای ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز بوده است.
تا آنجا که درباره آیتالله بروجردی رحمتاللهعلیه نقل شده است که ایشان در دوره خود، اعتکاف را در مسجد امام حسن عسکری علیهالسلام قم احیا و اجرا کردند. همچنین برخی از نویسندگان آن دوره، از جمله شریف رازی در کتاب «آثار الحجة»، هنگامی که رفتارهای تربیتی آیتالله بروجردی را معرفی میکند، ایشان را بهعنوان کسی معرفی میکند که الگوی طلاب بود و در اموری همچون غمخواری نسبت به اندوهگینان، برآوردن حاجات مؤمنان، و تلاش فراوان در تربیت، تشویق و پیشرفت محصلان و طلاب، اهتمام جدی داشت.
این نکته نشان میدهد که حوزه علمیه قم پیش از انقلاب، از نظر عملکرد مدیریتی، با همین الگوی تهذیبی پیش میرفته است. اما از نظر طلاب نیز وقتی بار دیگر به بیانیه مراجعه میکنیم، میبینیم در آن مطرح شده است که متخرّج همین حوزه پربرکت بود که ایران را به الگوی اسلامخواهی در جهان اسلام، بلکه به پیشرو دینگرایی در سراسر جهان تبدیل کرد.
* خروجیهای حوزه؛ از حجره تا میدان تاریخ
یعنی در واقع، ایشان میخواهند بفرمایند خروجی این حوزه و طلبههایی که در این حوزه پرورش یافتند، به گونهای بود که از میان آنان، شخصیتی همچون خمینی کبیر برخاست؛ شخصیتی که توانست ایران را به الگوی اسلامخواهی در سراسر جهان اسلام، بلکه به پیشرو دینگرایی در سراسر جهان تبدیل کند.
همین خروجی موفق، نشاندهنده موفقیت برنامههای تهذیبی و تربیتی حوزه پیش از انقلاب بوده است. البته در کنار امام راحل، شهدای بزرگی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، امام موسی صدر، شهید باهنر و بسیاری از بزرگان دیگر نیز قرار دارند؛ و شاید بتوان گفت در رأس همه آنان، امام شهیدمان، یعنی همان شخصیتی که این بیانات را فرمودهاند، از متخرّجان حوزه پربرکت علمیه قم بودهاند. آنان توانستند اسلام را در سراسر جهان به اوج عزت و اقتدار برسانند.
البته امام شهیدمان بخش عمدهای از تحصیلات خود را در مشهد دنبال کرده بودند، اما در بخشی از زندگی پربرکتشان نیز در قم به طلبگی خود ادامه داده بودند. با این نگاه، هنگامی که از دل بیانیه، نتایج این نگاه صحیح به تهذیب را بررسی میکنیم، میبینیم در این بیانیه آمده است که همین حوزه علمیه، در کمتر از شش دهه، قدرت معنوی و وجهه مردمی خود را به جایی رساند که توانست رژیم خائن، فاسد و فاسق پادشاهی را به دست مردم ریشهکن کند و پس از قرنها، اسلام را در جایگاه حاکمیت سیاسی کشوری بزرگ، بافرهنگ و دارای انواع استعدادها بنشاند.
یعنی خروجی آن عملکرد صحیح تهذیبی مدیران حوزه پیش از انقلاب و عملکرد تهذیبی طلاب آن دوره، این شد که در کمتر از شصت سال، حوزه علمیه با آن قدرت معنوی که در اثر تهذیب صحیح به دست آمده بود، توانست از یک سو رژیم فاسد و فاسق پادشاهی را ریشهکن کند و از سوی دیگر، اسلام را در جایگاه یک حاکمیت سیاسی، آن هم در کشوری بزرگ مانند ایران، قرار دهد.
در این مسیر، نقش بیبدیل حوزه قم و سپس دیگر حوزههای علمیه در ایران، در برپا کردن انقلاب، توجیه افکار عمومی و به میدان آوردن عموم مردم، از برجستهترین نشانههای هویت جهادی حوزههای علمیه است.
همین مطلب نشان میدهد که وقتی رهبری میفرمایند الگوی صحیح تهذیبی از نگاه ایشان این است که حوزه باید به جای منزویپروری، مجاهد فرهنگی تربیت کند، و از سوی دیگر چنین نتیجهای را برای حوزه علمیه قم معرفی میفرمایند، این امر بیانگر آن است که حوزه علمیه قم پیش از انقلاب، حوزهای موفق بوده است.
* حوزه پس از انقلاب؛ بالندگی همراه با فاصلهها
اما درباره دوره پس از انقلاب، وقتی به بیانیه مراجعه میکنیم، مشاهده میشود که از دل آن دو مدعا به دست میآید. مدعای نخست این است که حوزه قم امروز، حوزهای زنده و بالنده در همه عرصههاست. برای این موضوع نیز چند نشانه ذکر شده است که در خود بیانیه آمده است.
نخستین نشانه، رواج درسهای تفسیر و اخلاق است. در بیانیه آمده است که رواج درسهای تفسیر و اخلاق، نقطه قوت برجستهای است که حوزه پیش از انقلاب به آن دسترسی نداشت. این یک نشانه است.
نشانه دوم که در بیانیه آمده، حضور فعال طلاب در خط مقدم میدان مجاهدت است؛ حضوری که به تقدیم شهدای گرانقدر در دوران دفاع مقدس و نیز پیش و پس از آن انجامید.
* آمارهایی که به زبان افتخار سخن میگویند
اکنون آماری را بسیار کوتاه خدمت شما عرض میکنم. وقتی آمار حضور طلاب در جبهههای دفاع مقدس و سایر میدانهای انقلاب و نظام را بررسی میکنیم، مشاهده میشود که تا پیش از جنگ تحمیلی دوم، چهار هزار و سیصد شهید طلبه داشتهایم. از این تعداد، چهلوسه نفر امامجمعه، بیستوشش نفر نماینده مجلس، هفتادودو نفر غواص، یکصد و چهلوسه نفر فرمانده در سطوح مختلف نظامی، و یکصد و بیستوچهار نفر رزمنده طلبه آرپیجیزن بودهاند.
این، سند افتخار حوزههای علمیه است که در میان همه اقشار، از حیث درصد شهدا و حتی درصد رزمندگان، سهم بهمراتب بالاتری را به خود اختصاص دادهاند. این امر در دفاع مقدس اول تحقق یافت، در دفاع مقدس دوم نیز تکرار شد و اکنون نیز ادامه دارد.
* فاصله تا حوزه پیشرو؛ مسئله تعلیم و تهذیب
اما مدعای دومی که در این بیانیه آمده، آن است که حوزه علمیه قم امروز، با حوزه پیشرو و سرآمد در همه عرصهها، از جمله عرصه تهذیب، فاصله دارد. تعبیری که رهبر شهیدمان در اینباره دارند، این است که میفرمایند: «آنچه مهم است، آشنایی با فضای فکر و فرهنگ جامعه و ایجاد تناسب میان آوردههای تبلیغی با واقعیتهای فکری و فرهنگی در میان مردم، بهویژه جوانان است.» سپس میفرمایند: «در این بخش، حوزه دچار مشکل است.» آنگاه آسیبشناسی میکنند و میفرمایند: «جای دو عنصر کلیدی برای این بخش در حوزه خالی است: تعلیم و تهذیب.»
یعنی ایشان تهذیب را بهعنوان یکی از دو عامل فاصله داشتن حوزه با حوزه پیشرو و سرآمد معرفی میکنند. به بیان دیگر، حوزهای که قرار است با فضای فکر و فرهنگ جامعه کاملاً مأنوس باشد تا بتواند مجاهدت فرهنگی داشته باشد و تبلیغ مبین انجام دهد، به دلیل آنکه تهذیب با نگاه صحیح و به اندازه نیاز امروز در آن رواج کافی ندارد، نتوانسته است اهداف خود را بهطور کامل محقق سازد.
منشأ این مسئله چیست؟ منشأ آن این است که پس از انقلاب اسلامی، به تعبیر رهبر شهیدمان ـ البته این تعبیر در بیانیه نیامده، اما ایشان در مواضع دیگری آن را بیان فرمودهاند ـ حوزه از زمان خود عقب ماند. یعنی پس از انقلاب تحولاتی ایجاد شد که حوزه نتوانست خود را بهطور کامل با آن تحولات همراه و همسو کند.
تعبیری که ایشان دارند این است که سرعت تحولاتی که ناشی از پیدایش این برق عظیم در جامعه بود، همهچیز را عقب نگه داشت و حوزه علمیه نیز عقب است. یعنی این عقبماندگی تنها مخصوص حوزه نیست، بلکه همهچیز عقب ماند؛ نه به دلیل کمکاری حوزه، بلکه به دلیل سرعت فوقالعاده تحولات.
این سرعت فوقالعاده، نیازمند سرعتی برقآسا در برنامههای تهذیبی حوزه بود که متأسفانه ایجاد نشد. ازاینرو، امروز، برادران و خواهران عزیز، یکی از چالشهای اصلی روحانیت این است که در عرصه ورود به اجتماع، گاه دچار افراط یا تفریط میشود.
یعنی گاهی مشاهده میکنیم که برخی بیش از حد لازم مناسبات اجتماعی را دنبال میکنند و گاهی کمتر از میزان مورد نیاز وارد این عرصه میشوند. این مسئله را در ابعاد مختلف، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، مشاهده میکنیم. این همان چیزی است که در بیانیه مطرح شده است.
* نقشه راه تحول؛ از مدیریت تا طلبگی
اما بخش سوم عرایض بنده به این بحث اختصاص دارد که از منظر بیانیه راهبردی، راهکارهای حرکت حوزه علمیه امروز برای رسیدن به حوزه پیشرو و سرآمد در عرصه تهذیبی چیست. این بحث را نیز در دو محور دنبال خواهیم کرد: نخست، مدیران حوزه و مسئولیتهای دستاندرکاران مدیریتی حوزه؛ و دوم، مسئولیتهای طلاب.
اما از منظر نخست، یعنی مسئولیتهای مدیران حوزه، رهبر شهیدمان چند توصیه راهبردی به مدیران حوزه ارائه کردهاند.
نخست آنکه فرمودهاند باید از القائات ناامیدکننده نسبت به آینده طلاب جلوگیری شود. تعبیر ایشان این است: «مدیران حوزه با تدبیر مناسب، القائات مغرضانهای را که طلاب جوان را از آینده ناامید میکند، خنثی کنند.» این، نخستین مسئولیت مدیران حوزه و بهطور خاص، مدیران تهذیبی حوزه است.
دومین مسئولیت آنان، ایجاد نگاه خوشبینانه نسبت به نسل جوان امروز است. برادران و خواهران، تا زمانی که ما نگاه درست و صحیحی به مخاطب نداشته باشیم، نمیتوانیم بر او اثر بگذاریم. ازاینرو، ایشان میفرمایند: «به نسل جوان جامعه با چشم خوشبینی نگریسته و با این نگاه با آنان تعامل شود.»
در همین راستا، رهبر شهیدمان سومین راهکار را ارائه میفرمایند و آن اینکه حوزویان رابطه خود را با مردم افزایش دهند. بر این اساس، مسئولان حوزه باید برای تحقق این امر برنامهریزی و اقدام کنند.
* رابطه صمیمی با مردم؛ شرط تهذیب اجتماعی
ایشان میفرمایند: «برای حضور فضلای حوزه در میان مردم و رابطه صمیمی میان آنان برنامهریزی شود.» یعنی حوزه، برای آنکه این الگوی تحولی تهذیبی را دنبال کند، باید در کنار برنامههای آموزشی، تبلیغی و تهذیبی درونی خود، برنامهای مشخص برای ارتباط صمیمی میان طلاب و مردم داشته باشد. این سه راهکار، و چهارمین راهکار نیز این است که در بُعد آموزشی، برنامههای درسی حوزه برای تربیت یک شخصیت جامع حوزوی، همراه با جلا، نورانیت و عمق دنبال شود.
تعبیر ایشان در بیانیه این است که «برنامههای درسی حوزه به گونهای نوشته شود که فقهی روشنبین، پاسخگو و بهروز» پدید آید؛ سپس میفرمایند: «فلسفهای روشن و دارای امتداد اجتماعی» و نیز «در کنار آن، دانش کلامی رسا، استوار و دارای قدرت اقناع، به وسیله استادان ماهر تدریس شود، و این هر سه در پرتو فهم قرآن و درسهای تفسیر، جلا و نورانیت و عمق یابد.»
یعنی از نگاه امام شهید ما، تهذیب نباید در معاونت تهذیب و تربیت خلاصه شود، بلکه معاونت آموزش نیز در این راستا وظایفی دارد؛ از جمله اینکه با استفاده از گنجاندن بحث فهم قرآن و درسهای تفسیر، جلا، نورانیت و عمق را در زندگی طلاب افزایش دهد.
همچنین دفتر برنامهریزی نیز وظایفی دارد تا برنامههای حوزه و طلاب را برای ارتباط با مردم مشخص و معین کند و ارتباطات منسجم، هدفمند و مستمری میان طلبهها و اقشار مختلف مردم، اصناف گوناگون و گروههای مردمی ایجاد نماید.
پنجمین مورد، که باز هم از وظایف مدیران حوزه به شمار میآید، این است که حوزه نیازمند تحرکی بیش از گذشته در تأکید بر توصیههای اخلاقی است.
* رسالت طلاب؛ آغاز تهذیب از خویشتن
در مجموع، این پنج مورد وظایفی است که از دل کل بیانیه، بهعنوان وظایف مدیران حوزه، قابل استفاده و استخراج است. اما در مورد وظایف طلاب نیز در این بیانیه چند مأموریت تعریف شده است.
نخست آنکه برای انجام وظیفه تهذیب اخلاقی نسل جوان، باید طهارت درونی کسب کنند. ایشان میفرمایند: «شما طلاب و فضلای جوان، بهطور حتم قادرید به مدد دل پاک و ناآلوده و زبان صادق خود، وظیفه تهذیب اخلاقی نسل جوان امروز را به سرانجام برسانید، مشروط بر آنکه نخست از خود شروع کنید.» این، نخستین وظیفه است؛ یعنی آغاز از خود و استفاده از طهارت درونی برای تربیت جوانان حاضر در جامعه.
دومین تأکید ایشان، اخلاص در عمل و بستن راه بر وسوسههای مال، نام و مقام است. ایشان میفرمایند: «اخلاص در عمل و بستن راه بر وسوسه مال و نام و مقام، کلید ورود به فضای دلنواز معنویت و حقیقت است» و «چنین است که کار دشوار مجاهدت فرهنگی، وظیفهای شیرین و حرکتی اثرگذار خواهد شد.»
همانگونه که عرض کردم، در الگوی تهذیبی مورد نظر امام شهیدمان، تهذیب با رویکرد مجاهدت فرهنگی تعریف میشود؛ ازاینرو، در اینجا نیز میفرمایند این کار دشوارِ مجاهدت فرهنگی، با اخلاص و دوری از تجملات دنیا و وسوسه مقام، مال و نام، اثرگذار خواهد شد. این، دومین وظیفه طلاب است.
* سختیهای طلبگی؛ تهدیدی که میتواند فرصت شود
سومین وظیفه طلاب این است که از سختیهای معیشتیای که گریبانگیر آنان شده، عاملی برای تقویت اراده و استحکام عزم خود بسازند. ایشان میفرمایند: «سختیهای طلبگی در چنین وضعی، به جای آنکه مانع رفتار مجاهدانه تبلیغی شود، به وسیلهای برای اراده محکم و عزم راسخ تبدیل خواهد شد.» اگر به این مسئله درست نگاه شود، میتوان از این تهدید، یک فرصت ساخت.
این سه وظیفه، و چهارمین مورد نیز سرلوحه قرار دادن زندگی زاهدانه و مجاهدانه از سوی طلاب است که در امتداد همین راهکار قبلی قرار میگیرد. ایشان در پایان بیانیه میفرمایند: «زهد، تقوا، قناعت، استغنا از غیر خدا، توکل، روحیه پیشرفت و آمادگی برای مجاهدت» ـ که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم ـ در واقع خط سیر و مسیری است که ایشان برای تهذیب طلاب در نظر گرفتهاند.
درباره این اموری که عرض شد، ایشان میفرمایند: «اینها توصیههای همیشگی امام بزرگوار و بزرگان اخلاق و معرفت به طلاب جوان بوده است و اکنون نیز شما جوانان عزیز حوزه علمیه، مخاطب همین توصیههایید.» یعنی منِ امام شهید نیز همین توصیه را به شما دارم که زهد، تقوا و قناعت را از یک سو، و از سوی دیگر روحیه استغنا از غیر خدا و توکل را، و از سوی سوم روحیه پیشرفت و آمادگی برای مجاهدت را سرلوحه تمام زندگی خود قرار دهید.
* تهذیب برای حضور، نه کنارهگیری
اکنون شایسته است در این جلسه جمعبندیای داشته باشیم. در این جلسه، در سه محور سخن گفتیم: نخست، الگوی تهذیبی و تحول تربیتی مورد نظر مقام معظم رهبری، امام شهیدمان، را استخراج کردیم و عرض کردیم که تهذیب در نگاه ایشان، مقدمهای برای مجاهدت فرهنگی است، نه نوعی انزواطلبی.
سپس پیشینه تهذیبی حوزه علمیه قم را در دو دوره پیش از انقلاب و پس از انقلاب بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که حوزه علمیه قم پس از انقلاب، گرچه در عرصه تهذیب، حوزهای رشد یافته و بالنده بوده است، اما هنوز با سرآمد بودن و پیشرو بودن فاصله دارد. در ادامه نیز راهکارهایی برای پیشرو و سرآمد شدن حوزه، هم از جهت مدیران حوزه و هم از جهت طلاب، ارائه کردیم.
انشاءالله این عرایض، به برکت خون امام شهیدمان و خون همه شهدا در طول تاریخ، و نیز به برکت مجاهدتهایی که امروز ملت برانگیخته از خود نشان میدهند، زمینهساز پیشرفت تهذیبی حوزه و در پی آن، مجاهدت فرهنگی، و در ادامه، پیروزی اسلام و مسلمین، و انشاءالله در پی همه اینها، نزدیکتر شدن ظهور آقا امام زمان عجلالله تعالی فرجهالشریف باشد.










نظر شما